معنی رکبان
6 بازدید
[ رُ ] (ع ص، اِ) جِ راکب، به معنی شترسوار. (آنندراج) جِ راکب. (منتهی الارب) (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء): چه آستان که چون کعبه به خاکپای رکبان آن تمسک سزا و به مواقف و ارکان آن تنسک روا. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۴۵۳). - رکبان السنبل؛ آنچه از غلاف گندم اول برآید و آن ریشه هاست که بر خوشه باشد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به راکب شود. || بن هر دو ران که بر آن گوشت شرم زن است یا خاص است زنان را قاله الخلیل و قال الفراء هو لهما جمیعاً. (منتهی الارب) (آنندراج). بن هر دو ران که بر آن گوشت شرم زن است و خاص است زنان را و یا شامل مرد و زن هر دو می باشد. (ناظم الاطباء).[ رَ ] (اِخ) موضعی است به حجاز. (منتهی الارب). جایگاهی است در نزدیکی وادی القراء. (از معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «رکبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر