معنی رکابدارباشی
5 بازدید
[ رِ ] (اِ مرکب) رئیس رکابداران. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «رکابدارباشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر