معنی رکائب
6 بازدید
[ رَ ءِ ] (ع اِ) جِ رِکاب به معنی شتران که بدان سفر کرده شود. واحد ندارد یا واحد آن راحلة است. (آنندراج) (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد): زهی طلعتت بر فراز رکائب فروزان چو بر آسمان نجم ثاقب.؟ مردان از کار بازماندند و اموال و حرائب و مراکب و رکائب و سلاحها سپری شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۸). || جِ رکوبة. (یادداشت مؤلف) (اقرب الموارد). رجوع به رکوبة شود.
کلمات همقافیه با «رکائب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئب» برای سرودن شعر