معنی رژدی
6 بازدید
[ رَ ] (حامص) بسیارخواری. (لغت فرس اسدی نسخهٔ کتابخانهٔ نخجوانی). صفت رژد. عمل رژد. دلگی. (یادداشت مؤلف): ز دیدار خیزد هزار آرزوی ز چشم است گویند رژدی گلوی. ابوشکور بلخی (از آنندراج). و رجوع به رزد و رژد شود.
کلمات همقافیه با «رژدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر