معنی رو بستن
7 بازدید
[ بَ تَ ] (مص مرکب) رو گرفتن. حجاب بر چهره گرفتن. رجوع به روبسته شود. || زفت شدن و غلظت پیدا کردن روی مایعی چون شیر و آش و ماست پس از سرد شدن و غیره. (یادداشت مؤلف). || صاحب آنندراج ذیل رو بستن دماغ گوید: مرادف گرفتن است : دماغم بسته رو بر نکهت گل به عطر بیخودی بگشاد آغوش. طالب آملی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «رو بستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر