معنی روییدگی
9 بازدید
[ دَ / دِ ] (حامص) بالیدگی و انبات و نمو. (ناظم الاطباء). حالت و چگونگی روییده. (از یادداشت مؤلف). دلیک. دماع. (از منتهی الارب): ادلاس؛ در بقیهٔ روییدگی افتادن قوم. ادیاس؛ ظاهر کردن زمین روییدگی را. دلس؛ باقیماندهٔ روییدگی. (منتهی الارب). || ترقی و فزونی. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «روییدگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر