معنی روینه
8 بازدید
[ یَ نَ / نِ ] (اِ) فوه. روین. (زمخشری). روناس. رجوع به روین و روناس شود.[ یِ نَ / نِ ] (ص نسبی، اِ) رویینه. هر چیز که از روی ساخته شده و یا از روی اندود شده باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به رویینه شود. || حلبی ساز. دیگ ساز. کسی که دیگ سفید کند. || رنگ سرخ. (ناظم الاطباء).[ نِ هْ ] (اِ مرکب) روینه. نقابی که بر روی اندازند. (ناظم الاطباء). رجوع به رویوانه شود.
کلمات همقافیه با «روینه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر