معنی رویمال
6 بازدید
(اِ مرکب) دستمال و رومال و پارچه ای که بدان دست و روی را پاک و خشک کنند. (ناظم الاطباء): حضرت خواجهٔ ما قدس اللََّه روحه رویمال بر دوش مبارک خود انداخته بودند. (انیس الطالبین ص ۱۱۵). پیراهن و شیوجامه و رویمال آوردند که اینها را خاتون ملک به نیاز تمام بدست خود رشته است. (انیس الطالبین ص ۴۴). می خواهم... این رویمال را به او دهم. (انیس الطالبین ص ۱۱۶). رجوع به رومال و دستمال شود.
کلمات همقافیه با «رویمال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر