معنی رویدست
7 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) مقابل پشت دست. بردست. - متاع روی دست؛ متاع حقیر و خواری که در مکانی بیرون از دکان می گذارند و متاعی که در کف دست نهاده در کوچه و بازار می فروشند. (ناظم الاطباء). || مکر در کشتی گیری. (ناظم الاطباء). رودست. || مکر و فریب. نیرنگ. (ناظم اطباء). - روی دست خوردن؛ فریب حریف و مدعی را خوردن. (ناظم الاطباء). - روی دست زدن؛ حریف و مدعی را گول زدن. (ناظم الاطباء). || طپانچه. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رویدست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر