معنی روید
8 بازدید
[ رُ وَ ] (ع اِ مصغر) مصغر رود که به معنی آهستگی و نرمی است. (ناظم الاطباء). مصدر اروَد که تصغیر ترخیم شده است با طرح همهٔ زواید. گویند رویداً؛ ای مهلاً و رویدک زیداً؛ ای امهله. و رُویدَ متعدی به زید است و کاف برای بیان کردن مخاطب. صاحب لسان گوید: تفسیر «رُوَیدَ» مهلاً و تفسیر «رویدک»؛ امهل. (از اقرب الموارد). روید بر چهار وجه آید: اسم فعل: روید عَمْراً؛ ای امهله. و صفت نحو: ساروا سیراً رویداً؛ ای لیناً. و حال وقتی که به معرفه متصل شود نحو: سار القوم رویداً. و مصدر، نحو: روید عمر. و بالاضافة علی حد قوله تعالی: {/Bفَضَرْبَ اَلرِّقََابِ . ۵-۶۴۷:۴/}(قرآن ۴۷/۴). و یقال رویدکَنی در واحد مذکر و رویدکِنی در واحد مؤنث و رویدکمانی در تثنیهٔ مذکر و مؤنث و رویدکمونی در جمع مذکر و رویدکننی در جمع مؤنث. (منتهی الارب). || رویداً؛ ای اَروِد رویداً. و رویدک عَمْراً؛ ای امهله فالکاف للخطاب لا محل لها من الاعراب و روید غیر مضاف الیها و هو متعد الی عمرو و لانه اسم بمعنی فعل و انما تدخله الکاف بمعنی افعل دون غیره و حرکت الدال لالتقاء الساکنین و نصبت نصب مصدر. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «روید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر