معنی رویانیدن
7 بازدید
[ دَ ] (مص) روییدن کنانیدن. سبب روییدن شدن. (ناظم الاطباء). نمو دادن تخم یا دانهٔ کاشته شده و مانند آن. رشد دادن. (فرهنگ فارسی معین): کشت امید چون نرویاند گریه کو فتح باب هر ظفر است.خاقانی. || پیدا نمودن. || برانگیختن و تحریک نمودن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «رویانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر