معنی رویان

معنی رویان

15 بازدید
(نف) روینده. (فرهنگ فارسی معین) (انجمن آرا). || (اِ) جنین. (فرهنگ فارسی معین). نخستین دورهٔ رشتهٔ تخم . (لغات فرهنگستان).
(اِخ) شهر عمدهٔ ناحیهٔ رویان و بزرگترین شهر جبال طبرستان به شمار می آمد. (فرهنگ فارسی معین). شهر بزرگی بود در جبال طبرستان و در ناحیهٔ وسیع به همین نام قرار داشت. گویند: بزرگترین شهر جبال طبرستان رویان بود. رویان در اقلیم چهارم بود و بین آن و گیلان دوازده فرسخ مسافت بود. جبال رویان به جبال ری متصل است. (از معجم البلدان). رجوع به سرزمینهای خلافت شرقی ص ۲۹۸، تاریخ طبرستان و گیلان، آنندراج و انجمن آرا شود.
(اِخ) ولایت وسیعی از کوههای طبرستان در بخش غربی مازندران. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به رویان (شهر رویان...) شود.
(اِخ) دهی از بخش مرکزی شهرستان شاهرود. آب از قنات. دارای ۱۳۰۰ تن سکنه. محصول عمدهٔ آنجا غلات و پنبه و بنشن و انواع میوه و صیفی و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «رویان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید