معنی روقة

معنی روقة

7 بازدید
[ رَ قَ ] (ع اِ) یا رَوَقَة. زیبایی شگفت انگیز. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). حسن و جمال خوب. (منتهی الارب) (آنندراج).
[ قَ ] (ع ص) خوبروی. و یستوی فیه المذکر و المؤنث. یقال: غلام روقة و جاریة روقة. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). خوبروی. و مذکر مؤنث در وی یکسانست. (آنندراج). جِ رائق (کفاره و فرهة، و صاحب و صحبة). (منتهی الارب). برگزیدهٔ مردم و آن جِ رائق است. گویند: غلام روقة جاریة روقة و جواد روقة ایضاً. (از اقرب الموارد). رجوع به رائق شود. || چیز اندک. (منتهی الارب) (آنندراج). اندک و آن لغت یمانی است. (از اقرب الموارد). || نیک خوبروی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «روقة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «قة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید