معنی روف
6 بازدید
(اِ) به زبان سمرقندی اسفرزه و بزر قطونا. (ناظم الاطباء). به زبان سغدی سمرقندی بذر قطونا، و آن تخمی است معروف. (برهان) (آنندراج) (لغت فرس اسدی). بذر قطونا که امروزه بین پزشکان معاصر به تخم اسپرزه یا اسفرزه معروف است. (یادداشت مؤلف). || ماست باشد. (لغت فرس اسدی ص ۲۴۶).[ رَ ] (ع مص) آرمیدن. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج). سکون و از رأفة نیست. (از اقرب الموارد). || بخشودن. || مهربانی کردن. || مهربانی. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «روف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر