معنی روغنکده
6 بازدید
[ رَ / رُو غَ کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) عصارخانه. (ناظم الاطباء) (آنندراج). روغن خانه : گردن من به طناب است که چون گاو خراس سوی روغنکده مهمان شدنم نگذارند. خاقانی.
کلمات همقافیه با «روغنکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر