معنی روضة
13 بازدید
[ رَ ضَ ] (ع اِ) روضه. مرغزار. (منتهی الارب) (مهذب الاسماء) (آنندراج) (دهار) (ترجمان جرجانی چ دبیرسیاقی ص ۵۳) (ناظم الاطباء): روضة ماء نهرها سلسال دوحة سجع طیرها موزون. سعدی (گلستان). در بلاد عرب روضه های فراوان یافت شود. معروف شان آنها هستند که مضاف واقع شده اند که قریب صدوسی وشش کلمه است و روضة عبارتست از زمینهایی است که بواسطهٔ سیراب شدن، گیاه و سبزه می رویاند و وقتی که پرگیاه شد حدیقه اش نامند. (از معجم البلدان). || گلخانه و گلستان. (ناظم الاطباء). || فراهم آمدنگاه آب. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || نیم مشک آب. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || آب اندک. (دهار). آن قدر آب که تک حوض را فراز گیرد. ج، رَوض. رِیاض. رَیضان. (آنندراج) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). ج، روضات. (المنجد). باقی آب که در حوض بماند. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «روضة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ضة» برای سرودن شعر