معنی روشنکن
6 بازدید
[ رَ / رُو شَ کُ ] (نف مرکب) روشن کننده. روشنایی بخش. روشن ساز. که نورانی کند. که روشن و تابان سازد: روشن کن آسمان به انجم پیرایه ده زمین به مردم.نظامی. - روشن کن چشم؛ شادکننده : روشن کن چشم مرقدان را در مرقد تنگ و تار بینند.نظامی.
کلمات همقافیه با «روشنکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر