معنی روشنفکری
10 بازدید
[ رَ / رُو شَ فِ ] (حامص مرکب) عمل و حالت روشن فکر. (فرهنگ فارسی معین). صفت روشن فکر. تجددخواهی. نوگرایی. و رجوع به روشن فکر شود.
کلمات همقافیه با «روشنفکری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر