معنی روشنبصر
4 بازدید
[ رَ / رُو شَ بَ صَ ] (ص مرکب) پاک نظر و بینا. (ناظم الاطباء). روشن بین. دانا: خرد را تو روشن بصر کرده ای چراغ هدایت تو برکرده ای. نظامی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «روشنبصر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صر» برای سرودن شعر