معنی روشنایی کردن
6 بازدید
[ رَ / رُو شَ کَ دَ ] (مص مرکب) نورافشانی کردن. نورافکندن. روشنی و فروغ بخشیدن : شمع جانم را بکشت آن بیوفا جای دیگر روشنایی میکند.سعدی.
کلمات همقافیه با «روشنایی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر