معنی روسیه
6 بازدید
[ یَ هْ ] (ص مرکب) مخفف روسیاه. کسی که بخاطر کارناروا که مرتکب شده شرمنده است : گر به پیری دانش بدگوهران افزون شدی روسیه تر نیستی هر روز ابلیس لعین. منوچهری. ای ز خجالت همه شبهای تو روسیه از روز طربهای تو.نظامی. زن چو انگور و طفل بی گنهست خام سرسبز و پخته روسیهت.نظامی. و رجوع به روسیاه شود.[ سی یَ ] (اِخ) نامی است که بر امپراتوری وسیع تزارها اطلاق می شود و آن در اروپا و آسیا از سواحل دریای بالتیک تا سواحل اقیانوس کبیر ممتد بوده است. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). رجوع به روسیهٔ شوروی شود.
کلمات همقافیه با «روسیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر