معنی روسپید
7 بازدید
[ سِ ] (ص مرکب) کسی که سرافراز باشد بخوبی کاری که کرده است. روسفید: شبی دارم سیاه از صبح نومید درین شب روسپیدم کن چو خورشید. نظامی. دو پروانه بینم درین طرفگاه یکی روسپید است و دیگر سیاه.نظامی. تا نفکندند نرست آن امید تا نشکستند نشد روسپید.نظامی. قدم بتربت عاشق ز ساق سیمین نه که روسپید بروز حساب برخیزد. ؟ (از آنندراج). || این لفظ را بر زنان بدکاره بر سبیل طعن اطلاق کنند که: ای روسپید، یعنی روسیاه و به این معنی روسپی مخفف آن است. (آنندراج). و رجوع به روسپی شود.
کلمات همقافیه با «روسپید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر