معنی روسفید
6 بازدید
[ سَ / سِ ] (ص مرکب) روسپید. ممتاز و نامدار و باشرف و برگزیده. (ناظم الاطباء). معزز و ممتاز و دولتمند. (غیاث اللغات) (از آنندراج). || درست کار. (ناظم الاطباء). - روسفید شدن؛ از عهده کاری خوب برآمدن و سرافراز شدن. - روسفید کردن؛ باعث سرافرازی کسی شدن. و رجوع به روسپید شود.
کلمات همقافیه با «روسفید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر