معنی روسختج
7 بازدید
[ سَ تَ ] (معرب، اِ) معرب راسخت. روسوخته. (فرهنگ فارسی معین). مأخوذ از روسخته فارسی و بمعنی آن. (فرهنگ نفیسی). مس سوخته. (برهان قاطع) (از دزی ج ۱ ص ۵۶۹) (لغت محلی شوشتر). بعربی نحاس محرق گویند. بهترین آن مصری بود گرم است در دوم. (برهان قاطع). طبیعت آن گرم است در سوم. (لغت محلی شوشتر). حدیدالحرکوش. اکسید مس را گویند که از قدیم بعنوان یکی از داروهای اصلی چشم خصوصاً تراخم استعمال میشده است. (فرهنگ فارسی معین). بترکی راستق گویند. (از فرهنگ شعوری). و رجوع به راسخت و روسوخته و نحاس محرق و حدیدالحرکوش و تحفهٔ حکیم مؤمن و قانون ابوعلی سینا کتاب ثالث ص ۶۵ شود.
کلمات همقافیه با «روسختج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تج» برای سرودن شعر