معنی روسته
7 بازدید
[ سُ تَ / تِ ] (اِ) راسخت. مس سوخته. نحاس محرق. روسختج. (از انجمن آرا). رجوع به روسختج و راسخته و روسوخته شود.
کلمات همقافیه با «روسته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر