معنی روز میدان
7 بازدید
[ زِ مَ / مِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) روز جنگ. (از آنندراج). بمجاز روز نبرد و پیکار: اسب لاغرمیان بکار آید روز میدان نه گاو پرواری.سعدی. صحبت ناعاقلان در خاک و خونی میکشد اسب کاهل مرد را در روز میدان دشمن است. اشرف (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «روز میدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر