معنی روز سیاه
8 بازدید
[ زِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) کنایه از روز بد. (برهان قاطع) (غیاث اللغات) (از شرفنامهٔ منیری) (آنندراج). || روز ماتم. (برهان قاطع) (غیاث اللغات) (از انجمن آرا) (از شرفنامهٔ منیری) (آنندراج). || روز نحس. (برهان قاطع) (ازغیاث اللغات) (از شرفنامهٔ منیری) (آنندراج). || روز آزار و تشویش. (از برهان قاطع). || کنایه از ایام عاشقی و هجران. (از لغت محلی شوشتر). - امثال: پول سفید برای روز سیاه است؛ از پس انداز کردن برای روزهای تاریک زندگی نباید غفلت کرد. (از فرهنگ عوام).
کلمات همقافیه با «روز سیاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر