معنی روزی رسانیدن
6 بازدید
[ رَ دَ ] (مص مرکب) روزی دادن : گفت بار خدایا در آن وقت که پیش زکریا بودم بی رنج بمن روزی میرسانیدی. (قصص الانبیاء). و رجوع به روزی رساندن شود.
کلمات همقافیه با «روزی رسانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر