معنی روزیرسان
25 بازدید
[ رَ ] (نف مرکب) روزی رساننده. || (اِخ) کنایه از ذات باری. (از لغت محلی شوشتر): گرم نیست روزی ز مهر کسان خدایست رزاق و روزی رسان.نظامی. غم روزی مخور تا روز ماند که خود روزی رسان روزی رساند.نظامی. دگر روز باز اتفاق اوفتاد که روزی رسان قوت و روزیش داد.سعدی. بمنعم نداده ست روزی رسان مگر بهر آسایش مفلسان. امیرخسرو دهلوی. ز هر توشه کامد ز روزی رسان مرادی به بی توشه ای می رسان. امیرخسرو دهلوی. بی مگس هرگز نماند عنکبوت رزق را روزی رسان پر میدهد.صائب. خدایست رزاق و روزی رسان.؟ - امثال: ضامن روزی بود روزی رسان. (جامع التمثیل).
کلمات همقافیه با «روزیرسان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر