معنی روزیخوار
8 بازدید
[ خوا / خا ] (نف مرکب) مُرتَزَق. (یادداشت مؤلف). مردم. خلایق. (شرفنامهٔ منیری در ذیل روزی خواران). روزی خورنده. هریک از افراد آدمی : گوید از دیدن حق محرومند مشتی آب و گل روزی خوارش.خاقانی. وظیفهٔ روزی خواران بخطای منکر نبرد. (گلستان). در بعض نسخه های گلستان بصورت مذکور است در نسخهٔ چ فروغی «وظیفهٔ روزی» است. مؤلف در فیشهای خود به «وظیفهٔ روزی خواری» تصحیح قیاسی کرده است.
کلمات همقافیه با «روزیخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر