معنی روزهداشت
6 بازدید
[ زَ / زِ ] (مص مرکب مرخم) روزه داشتن : مسلم کسی را بود روزه داشت که درمانده ای را دهد نان و چاشت. (بوستان). و رجوع به روزه داشتن شود.
کلمات همقافیه با «روزهداشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر