معنی روزنامجات
8 بازدید
[ مَ ] (معرب، اِ) جِ روزنامه. (مهذب الاسماء). دفترهایی که در آنها حساب و وقایع روزانه نوشته شود: بشربن فرج از مال صلح... چنانچه من در روزنامجات یافتم استخراج کرد و زیاده گردانید. (ترجمهٔ تاریخ قم). هرگاه روزنامجات و اسناد پس افتد، مبلغهای کلی هر سال بسرکار خاصه نقصان میرسد. (تذکرة الملوک ص ۱۱). تأخیر در نوشتن روزنامجات و اسناد واقع نشود که نقصان بسرکار خاصهٔ شریفه برسد. (تذکرة الملوک ص ۳۴). ماه بماه روزنامجات را از مشرفان گرفته... موافق قانون حساب مشخص نماید. (تذکرة الملوک ص ۳۵). و رجوع به روزنامه شود.
کلمات همقافیه با «روزنامجات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر