معنی روزنادیده
[ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) سخت جوان. (یادداشت مؤلف): روان خون از آن چهرهٔ ارغوان هم از روزنادیده چشم جوان.فردوسی.
کلمات همقافیه با «روزنادیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر