معنی روزانه
50 بازدید
[ نَ / نِ ] (ص نسبی، ق مرکب) آنچه هر روز بکسی داده شود. (آنندراج). یومی. (ناظم الاطباء). آنچه بیک روز از طعام یا مزد یا پول برای کسی مقرر کرده اند. (از فرهنگ نظام). || هرروزی. (ناظم الاطباء). یومیه. (یادداشت مؤلف). هر روز. گویند: فلان روزانه یک نوع اذیت بمن میکند. (از فرهنگ نظام). || هر روزی یک بار. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «روزانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر