معنی روذق
6 بازدید
[ رَ ذَ ] (ع اِ) پوست بازکرده از گوشت. (منتهی الارب). پوست بازکنده شده. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). || برهٔ پاکیزه موی پرکنده جهت بریان. (منتهی الارب). برهٔ سمیط. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة). || گوشت پخته با دیگ افزار آمیخته. ج، رَواذِق. (منتهی الارب). گوشت پختهٔ آمیخته با آمیزه های آن. (از اقرب الموارد) (از معجم متن اللغة).
کلمات همقافیه با «روذق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذق» برای سرودن شعر