معنی رود زدن
8 بازدید
[ زَ دَ ] (مص مرکب) رود نواختن. رودزنی کردن : آن زن ایشان را می دادی و ساقیگری کردی و رود زدی و سرود گفتی. (تاریخ بلعمی). گاه گفتی بیا و رود بزن گاه گفتی بیا و شعر بخوان.فرخی. چون خداوند را فتحها پیوسته گردد و ندیمان بنشینند و دوبیتها گویند و مطربان بیایند که در مجلس رود و بربط زنند در آن روز شراب خوردن را چه حکم است؟ (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۵۶۸). رجوع به رود و رودزن شود. || کندن رودکده یا رودخانه ای بطور مصنوعی برای آب بردن بشهری یا موضعی : و رود زدن و آب بردن بدین مواضع... (تاریخ سیستان).
کلمات همقافیه با «رود زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر