معنی رودکده
8 بازدید
[ کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) وادی. (مهذب الاسماء). رودخانه. بستر رود: رود بر دو ضرب است یکی طبیعی است و دیگر صناعی، اما رود صناعی آن است که رودکده های او بکنده اند و آب بیاورده اند. (حدود العالم). و رودکدهٔ وی جایی فراخ شده و جایی تنگ. (حدود العالم). گوسفندان را شبان در رودکده ای بداشت... بارانی عظیم ببارید و سیلی سخت بیامد و اندر این رودکده افتاد. (قابوسنامه).
کلمات همقافیه با «رودکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر