معنی رودپشت

معنی رودپشت

7 بازدید
[ پُ ] (اِخ) دهی است از دهستان خشکبیجار از بخش خمام شهرستان رشت واقع در ۱۸هزارگزی خاور خمام و ۶هزارگزی خشکبیجار. منطقه ای است جلگه ای و هوایی معتدل و مرطوب دارد. سکنهٔ آن ۵۹۴ تن است. آب آن از رودخانهٔ نوده که از شاخه های سفیدرود است تأمین میشود. محصولش برنج و ابریشم، و شغل مردم زراعت است. راه مالرو و ۴ باب دکان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ پُ ] (اِخ) دهی است از دهستان گیل دولاب بخش رضوانده شهرستان طوالش واقع در ۶هزارگزی خاور رضوانده و یک هزارگزی جنوب راه شوسهٔ انزلی. منطقه ای است جلگه ای و هوایی معتدل مرطوب دارد. سکنهٔ آن ۳۲۴ تن است. آب آن از رودخانهٔ شفارود و چاه تأمین میشود و محصولش برنج و ابریشم، و شغل مردم زراعت و مکاری گری است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ پُ ] (اِخ) دهی است از دهستان زوار شهرستان شهسوار، واقع در ۱۱هزارگزی جنوب شرقی شهسوار و دو هزارگزی جنوب راه شوسهٔ شهسوار به چالوس. در دشت واقع است و آب و هوایی معتدل مرطوب دارد. سکنهٔ آن ۲۹۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ زوار تأمین میشود. محصولش برنج، و شغل مردم زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ پُ ] (اِخ) دهی است از دهستان اسفیورد شورآب بخش مرکزی شهرستان ساری واقع در ۶هزارگزی جنوب غربی ساری و ۳هزارگزی جنوب راه شوسهٔ ساری به شاهی. هوایی معتدل مرطوب دارد و در دامنه واقع است. سکنهٔ آن ۲۳۰ تن است. آب آن از رودخانهٔ تجن تأمین میشود. محصولش برنج و پنبه و کنف و کنجد و صیفی، و شغل اهالی زراعت است و راه اتومبیل رو دارد. بنای امامزاده سیدقاسم آن قدیمی است. این ده به آسیاب سر نیز معروف است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ پُ ] (اِخ) دهی است از دهستان هزارپی بخش مرکزی شهرستان آمل واقع در ۲۰هزارگزی شمال آمل و یک هزارگزی جنوب راه شوسهٔ کناره. دشت است و هوایی معتدل مرطوب دارد. سکنهٔ آن ۲۲۵ تن است. آب آن از رودخانهٔ هراز تأمین میشود و محصولش برنج و غلات و پنبه و کنف و حبوب، و شغل اهالی زراعت است و راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).

کلمات هم‌قافیه با «رودپشت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید