معنی روده کردن
6 بازدید
[ دَ / دِ کَ دَ ] (مص مرکب) اورود کردن بره و مرغ و جز آن و سمیط نمودن. (ناظم الاطباء). کندن و پاک کردن موی گوسفند و مرغ پس از کشتن. مرغ یا گوسفند را پس از ذبح در آب گرم انداختن و موهای آنرا پاک کردن و کندن. آورید کردن : مرغان گردانیدن گرفتند و خایه و کواژه و آنچه لازم روز مهرگان است ملوک را از سوخته و برگان روده میکردند. (تاریخ بیهقی چ دکتر فیاض و دکتر غنی ص ۵۰۲). رجوع به سمیط و روده و آورید کردن شود. || ریختن آب گرم به روی آرد جهت خمیر کردن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «روده کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر