معنی رودنواز
8 بازدید
[ نَ ] (نف مرکب) نوازندهٔ رود. آنکه رود نوازد. رودساز. رودسرای. سازنده و نوازندهٔ رود که نام سازی معروف بوده است. رودزن. مطرب : زیغ بافان را با وشی بافان بنهند طبل زن را بنشانند بر رودنواز.ابوالعباس. او هوای دل من جسته و من صحبت او من نوازندهٔ او گشته و او رودنواز.فرخی. مطربان رودنواز و رهیان زرافشان دوستداران می خوار و بدسگالان غمخور. فرخی. با هزار آوا از سرو برآرد آواز گوید او را مزن ای باربد رودنواز. منوچهری. گرش پنهانک مهمان کنی از عامه بشب طبع ساز و طربی یابیش و رودنواز. ناصرخسرو. رجوع به رود و رودساز و رودنوازی و رود نوازیدن شود.
کلمات همقافیه با «رودنواز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر