معنی رودل کردن
22 بازدید
[ دِ کَ دَ ] (مص مرکب) در تداول عامه، مبتلا به تخمه شدن. ثقل معده پیداکردن. به امتلای معده دچار شدن. (یادداشت مؤلف). رجوع به رودل شود.
کلمات همقافیه با «رودل کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر