معنی رودربایستی کردن
6 بازدید
[ دَ یِ کَ دَ ] (مص مرکب) مأخوذ بحیا شدن. در رودربایستی افتادن. در رودربایستی گیر کردن. رجوع به رودربایستی شود.
کلمات همقافیه با «رودربایستی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر