معنی رودآباد

معنی رودآباد

7 بازدید
(اِخ) دهی است از دهستان رحمت آباد بخش رودبار از شهرستان رشت واقع در ۱۷هزارگزی شمال شرقی رودبار و۵۰هزارگزی رستم آباد. کوهستانی است و هوای معتدل دارد. سکنهٔ آن ۶۱ تن است که مذهب تشیع دارند و به ترکی و کردی و فارسی تکلم می کنند. آب آن از چشمه و سفیدرود تأمین میشود. محصولش برنج و زیتون، و شغل اهالی زراعت و مکاری است و راه مالرو دارد. ده کوچک ایلات اوبه جزء رودآباد منظور شده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
(اِخ) ده کوچکی است از بخش سمیرم بالا از شهرستان شهرضا واقع در ۳۵هزارگزی جنوب غربی سمیرم و متصل به راه حنا برودآباد. در دامنهٔ کوه واقع است و هوایی معتدل دارد. سکنهٔ آن ۵۰ تن است که مذهب تشیع دارند و به لهجهٔ لری سخن میگویند. آب آن از چشمه تأمین میشود و محصولش غلات، و شغل اهالی زراعت است و راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «رودآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید