معنی روح قدسی
6 بازدید
[ حِ قُ ] (اِخ) جبرئیل. (فرهنگ رشیدی) (ناظم الاطباء). || روح فرشتگی در برابر روح حیوانی : دردسر دادیم حضرت را و حضرت روح قدس روح قدسی دردسرها برنتابد بیش از این. خاقانی. چون همه روحانیان روح قدسی عاجزند چون بدانی تو بدین رای رزین تبریز را. مولوی. بشیراز آی و فیض روح قدسی بجوی از مردم صاحب کمالش.حافظ. رجوع به روح قدس و روح القدس و «روح» و جبرئیل شود.[ حِ قُ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) بگفتهٔ امام غزالی از مراتب ارواح نوارنیهٔ بشریه است وآن روحی است نبوی که پیغمبران و بعضی از اولیا بدان مختص میشوند و لوایح غیبی و احکام آخرت و قسمتی از معارف ملکوت آسمانها و زمین بلکه معارف ربانی که روح عقلی و فکری از رسیدن بدانها قاصرند در آن تجلی میکنند. (از کشاف اصطلاحات الفنون ذیل روح). و رجوع به روح (در اصطلاح حکمت) شود.
کلمات همقافیه با «روح قدسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر