معنی روحی همدانی
6 بازدید
[ یِ هَ مَ ] (اِخ) شاعر عهد شاه عباس اول. وی شاه را هجو کرد و به امر او زبانش را بریدند. این بیت از اوست: بروی او نگرستن ز ما نمی آید من این دو دیده برای گریستن دارم. (از صبح گلشن ص ۱۸۴). رجوع به الذریعه ذیل دیوان روحی همدانی و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «روحی همدانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر