معنی روحی زنبیرپوری
5 بازدید
[ یِ زَمْ ] (اِخ) سیدجعفر متوفی بسال ۱۱۵۴ هـ . ق. وی از اولاد سیدمحمود و سید مزبور از احفاد سیدنعمةاللََّه ولی کرمانی بود. سیدمحمود از وطن خود به هند آمد و احفادش در رنبیر (نام قصبه ای در نزدیکی لکهنو) اقامت کردند. سیدجعفر روحی نزد میرلطف اللََّه بلگرامی دانش فراگرفت سپس به شاه جهان آباد سفر کرد و با عبدالقادر بیدل مصاحب شد. پس از آن به لکهنو آمد و از مصاحبان عبدالرضا متین اصفهانی و عبدالعلی تحسین کشمیری و داود اکبرآبادی گردید. این اشعار از اوست: باغبان نگذاشت تا بیرون برم گل از چمن نکهتی دزدیدم و آن هم صبا تاراج کرد. شکفته جبهه کدام آفتاب می آید که خنده چون سحر از گرد کاروان پیداست. و رجوع به نتایج الافکار ص ۲۷۹ و فرهنگ سخنوران و الذریعه ذیل دیوان روحی رنبیری شود.
کلمات همقافیه با «روحی زنبیرپوری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر