معنی روحانی شیرازی

معنی روحانی شیرازی

6 بازدید
[ یِ شی ] (اِخ) میرزا علی بن میر عبدالوهاب یزدانی بن وصال شیرازی. بسال ۱۲۵۷ هـ .ش. در شیراز بدنیا آمد. وی در ادب و خط و نقاشی ماهر بود. به بمبئی سفر کرد (۱۲۸۸ هـ .ش.) و با نجفقلی میرزا در آن نواحی به سیاحت پرداخت و آنچه را دیده بود بعنوان «سفرنامه» نوشت. پس از آن بار دوم به هند رفت (۱۲۹۷ هـ .ش.) و برگشت. او راست: نظم بینوایان ویکتور هوگو، و گلشن وصال در شرح خویشاوندان خود یعنی اولاد وصال. این اشعار از اوست: پنهان بزیر زلف چو رخسار میکنی روز مرا سیه چو شب تار میکنی شب عهد میکنی که دهی بوسه ام بروز چون روز یادت آورم انکار میکنی از هجر نقطهٔ دهن خویشتن مرا سرگشته تا به چند چو پرگار میکنی؟ و رجوع به آثار عجم فرصت شیرازی چ ۱۳۴۵ ص ۳۶۴ و طرائق الحقایق و گلشن وصال صص ۵۲۰ -۵۲۲ و ریحانة الادب ج ۲ ص ۹۷ و سخنوران نامی معاصر ج ۲ صص ۱۳۹ -۱۴۱ و الذریعه ذیل دیوان روحانی شیرازی و فرهنگ سخنوران شود.

کلمات هم‌قافیه با «روحانی شیرازی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «زی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید