معنی روحآسوده
7 بازدید
[ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) فارغ. (ناظم الاطباء). آسوده خاطر. || کنایه از مرده و میت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «روحآسوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر