معنی روتازه
7 بازدید
[ زَ / زِ ] (ص مرکب) تازه رو. خوشرو. گشاده رو. بشاش : به شمس الدین محمد گفت برخیز بیار آن زاهد روتازه را تیز.نظامی. و رجوع به تازه رو شود. || مرحوم وحید دستگردی روتازه را در بیت ذیل از نظامی، تازه سکه معنی کرده است : دادمش نقدهای روتازه چیزهایی برون ز اندازه. (هفت پیکر ص ۱۵۲).
کلمات همقافیه با «روتازه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر