معنی روبعة
6 بازدید
[ رَ بَ عَ ] (ع ص) کوتاه بالا. و صاحب صحاح به زای معجمه گفته. (منتهی الارب). رجوع به زوبعة شود. || کوتاه قامت حقیر. (از معجم متن اللغة) (از لسان العرب). و صاحب اقرب الموارد این معنی را در زوبع آورده است. رجوع به کلمهٔ مزبور شود. || کوتاهی پاشنه. (منتهی الارب). آنکه عصب ستبر بالای پاشنه اش کوتاه باشد. (از لسان العرب). القصیرالعرقوب. (معجم متن اللغة). || (اِمص) علتی است مر شتربچه ها را. (منتهی الارب) (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد). || چهارزانو نشستن. (از معجم متن اللغة) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «روبعة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «عة» برای سرودن شعر